با توجه به این نکته که بنده یکی از طرفداران فیلم های سینمایی هستم.
هر از چند گاهی یک فیلم رو معرفی میکنم که در عمر چند ده سالتون ببینید.
فیلم هایی که حیف هست، ادم توی دنیا زندگی کرده باشه و ساعت ها وقتشو توی ترافیک سنگین و صف نونوایی و مطب دکتر و تاخیر استاد توی کلاس و هزار کوفت و زهرمار دیگه هدر داده باشه ولی 2 ساعت برای دیدن فیلم نزاره.
=================
نکته: اونایی که میخوان فیلمو برا یادگیری زبان ببینن، نمیخوام این فیلما رو ببینن
==========================
اولین فیلمی که دوست دارم معرفی کنم نه به صرف بهترین بودن فقط به خاطر اینکه دوس دارم با این فیلم شروع کنم فیلم جاده ی مالهالند هست.
وقت کردم یه نقد تمیز برای فیلم مینویسم.
پاراگرافنوشت:هرگاه خواستم یه کاری رو به تعویق بندازم، دلیل محکمی هست برای انجام ندادنش
==========================
این فیلم روایت سنجیده ای از مرز فراواقع گرایانه بین رویا و واقعیت هست.
مفاهیم انسانی در این فیلم چنان عمیق نمایش داده شده که بعضی صحنه ها مو بر تن ادم سیخ میکنه. بهرهگیری از علم روانشناسی فروید، نشان دادن ماهیت نازیبای فیلم های زیبای هالیوودی، نمایش محسور کننده عشق و یکی شدن یک روح در دو بدن ، کامیابی ها در مقابل ناکامی ها ، تاثیر گذاری تمام صحنه ها بر هم، نشان دادن مفاهیم رزل و کثیف و دروغین و جعلی،
البته این ویژگی ها در واقع در تمامی فیلم های دیوید لینچ قابل مشاهده هست. زیبایی دو کارکتر اول این فیلم در کنار عشق واقعی ان ها و نیز موسیقی بسیار زیبا ، صحنه هایی تاثیر گذاری رو خلق کرده اند.
بیشک این فیلم، فیلمی نیست که در سینما بشه دید. و باید پشت کامپیوترت باشی و بار ها و بارها ببینی و عقب و جلو کنی. چون بدون شک بعد از اولین بار دیدن، هیچی از فیلم متوجه نمیشید.
شکل زیر کارگردان به همراه 3 بازیگر اصلی فیلم را مشاهده میکنیم.
تاکید دیووید لینچ بر روی کلید آبی ، و نیز مفهوم کلید ، بیننده رو بیش از پیش به این فکر فرو میبیره که ایا در دنیا بایستی قفلی باشه که کلیدی هم به تبع اون وجود داشته باشه؟
خلاصه من خیلی فیلم و لوث نمیکنم . امیدوارم ببینید و بپسندید.
--.jpg)
برچسب:
نویسنده: sodabeh
تاريخ: پنجشنبه
11 مهر
1392 ساعت: 20:32