آن دفتر کوچک سفید جلد با گلهای قهوهای کوچک رویش. با جلد پارچهمانندش، آن دفتر را خودم تویش شعر مینویسم.
چرا هیچ وقت این کار را نکردم؟ چرا به مهوعترن شیوهی ممکن منتظر بودم کسی بیاید و برایم شر بنویسد. و ور همینطور.
خوب لزومی دارد شعرها را منی مینویسم. خر که هستم چلاق اما نشدم هنوز.
برچسب:
نویسنده: sodabeh