علی نائیجی
برای شکستن تابوی مذاکره با آمریکا نیاز به یک مهندسی بسیار توانمندی بود که در سکانس آخر دولت احمدی نژاد توسط اصلاح طلبان با کمک برخی از مدعیان اصولگرایی در زیر رهبری حلقه ی هاشمی تحت عنوان " وضعیت اسفبار ایران " کلید خورد که عملا با یک تیر دو هدف را نشانه گرفتند هدف اول خانه نشینی کامل تفکر احمدی نژادی که متعاقب آن پیروزی کاندیدای خودشان و هدف دوم زمینه سازی برای شکستن قبح نشستن بر سر میز مذاکره با آمریکا بود مذاکره ایی که بی مقدمه می توانست یک فاجعه در فضای سیاسی ایران باشد همانطور که برخی نخبگان در تجربه ی پایان دادن به جنگ هشت ساله ، آن را به اجرا گذاشتند و نتیجه نیز گرفتند اینکه توان لجستیکی ادامه جنگ وجود ندارد و برای باور پذیر کردن آن ، فاو را دودستی تقدیم عراق نمودند با اینکه دلاورمردان خط می دانستند دشمن در حال آماده شدن برای حمله است اما به اجبار تعداد زیادی از آنها را به مرخصی فرستادند و تعدادی را هم برای طبیعی جلوه دادن قضیه نگاه داشتند و همان اندک ، دفاع جانانه ایی کردند و برخی از آنان به جوار حق پیوستند و تنها تعداد کمی از اروند گذشتند و تعدادی هم به اسارت رفتند و در سکانس دیگر ، شلمچه نیز به چنین سرنوشتی دچار شد بارها اعلام کردیم که تانک ها ردیف شده و کانال ها حفر گشته و عنقریب حمله آغاز می شود ولی دریغ از همراهی و آن شد که همگان می دانیم حماسه ایی از مقاومت شیربچگان ایران زمین که هنوز هم عطر آن ، خاکش را کیمیا کرده تا قلوب نا آرام نسل های بعدی را در قالب راهیان نور ، جذب نموده و قصه آن مظلومیت را بر گوششان نجوا کند
امروز نیز شلمچه ی دیگریست با این تفاوت که سیاه نمایی در آن دوران بر پایه ایی هرچند کوچک استوار بود اما سیاه نمایی امروز بر هیچ ، بنا می شود اقتدار امروز ما در همه ی ابعاد مثال زدنی است اگر سرمایه سالاران خودی و مافیای بیرونی را بی هیچ ملاحظه ایی از صحنه سیاسی ایران دور کنیم و مهمتر از همه ی این مسائل ، رهبری این مغز متفکر و استکبارستیزمان را تنها نگذاریم و اطرافش همجون مالک اشترها در جنگ صفین در مقابل بدعت گذاران خیمه زنیم
مهمترین مسئله ی اتفاق افتاده درسفر نیویورک و ژنو ، رو کردن تمام برگ های اصلی ما بود که می توانست در مذاکرات هریک برای گرفتن امتیازات ، نرمشی شود ولی به رایگان از دست رفت و به موازات آن در داخل قداست اخلاقی و سیاسی امام ( ره) را نشانه رفتند نه از طرف ضدانقلابیون بلکه از دل جماران و از طرف یار سالیان آن مقتدا که در وصفش زنده بودن ایشان را به زنده بودن نهضت گره زده بود و سیگنال های سیاه نمایی همچنان ارسال می شد تا یقین خصم کامل گردد که تحریم ها ما را به میز مذاکره کشاند نه اقتدارمان و این امر در یک صدا بودن داخل تشدید شد ولی در غرب صداهای ناهمگون کمتر نشده بود بلکه روبه فزونی رفت چرا که آنان بدرستی بر الفبای مذاکره اشراف دارند برای همین بود که رهبرمان گفت من دیپلمات نیستم یک انقلابی ام
اسرائیل در سخنرانی روحانی به رسمیت شناخته شد و از او خواست که به معاهده بپیوندد و هولوکاست در تدبیر ظریف به کرسی اثبات رسید و لنگش مقتدرانه ی جلیلی تبدیل به ویلچر ضعف و سستی شد آنان خوشحال از پاورپوینت ظریف و ما نامحرم اسرار فقط نظاره گر ذوق و سرخوشی اینانیم و سکوت مرگبار نخبگان فکری هم بر سینه ی غمبار زینبیان نشسته بربالین مرقدهای مطهر شهدا ، چنان بختکی شد که گویا نفس ها را در زیر سرپنجه خود زندانی ساخته و اگر کلام رهبر در انتقاد از رفتارهای نابجا نبود روشنی شمع زندگی اینان نیز خاموشی را تجربه می کرد
هرچند می دانیم رهبر و امت رهبر، تن به زیاده خواهی های غرب نمی دهند ولی این آزمون و خطا بسیار برای نظام هزینه بر خواهد بود فهم این نکته ضریب هوشی بالایی نمی خواهد که امریکا و اسرائیل هیچگاه ، نظام جمهوری اسلامی را به رسمیت نخواهند شناخت بلکه طبق معمول ، ما را به دایره ی بازی خود می کشانند و تا خلع سلاح کامل ما از همه ی توانمندی ها ، آرام نخواهند نشست سپس آنگاه با تلنگری ما را خواهند انداخت این مقال را از حالا نیز در افاضاتشان می توانیم ببینیم
ما را در سایت زیبایی عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: sodabeh بازدید: 206