یک ساعتی از قرارمان گذشته بود كه سرانجام مردی شبیه به رئیس دولت نهم و دهم با اناری در دست آهسته آهسته از انتهای کوچه به سمت ما آمد. چشم، ابرو، خطوط پیشانی و گونه و حتی جملات کشیده کشیده او خاطرات نه چندان خوشایند محمود احمدینژاد را در دل ما زنده کرد. قرار ما با برادری منتقد، از خاندان رئیس جمهور هشت سال پیش ایران، یعنی داوود احمدینژاد بود. احمدی نژادی که ظاهری یکسان ولی گفتاري متفاوت با محمود احمدینژاد دارد و معتقد است که غرور تفاوتی با شراب ندارد، چرا که هردو مغز انسان را زائل میکند.
از ابتدا تا آخر گفتوگو علاوه بر صدای گفتوگو و شاترهای عکاسی پژواک انار خوردن مسئول اسبق بازرسی نهاد ریاست جمهوری نیز به گوش میرسید. در طول گفتوگو مشخص بود دل پری از مشایی دارد و بارها در طول مصاحبه بحثهایی را بیان کرد که ما مجبور به قطع دستگاه ضبط صوت شدیم و برای انتشار آنها منع داشتیم. از آنجایی که قبلا گفته بود سعید جلیلی نیز راه احمدینژاد را میرود و برای اینکه از جزئیات حضورش در انتخابات با خبر شویم سوال اول را اینگونه پرسیدیم:
شما یکی از چهرههایی بودید که برای ثبت نام در انتخابات آمدید، دلیلحضور و انصراف شما چه بود؟
همیشه خواست نظام این است که بازار انتخابات داغ باشد و هر کسی وظیفه دارد این بازار را داغ کند و من هم با حضورم بازار را داغ کردم.
به نفع جلیلی کنار رفتید؟
خیر. من به ایشان انتقاد شدید هم داشتم. برخی از دوستان گفتند
برچسب:
نویسنده: sodabeh