خرید بک لینک
سلام

امروز صبح بعد نماز با اینکه خوابم نمیومد ولی خوابیدم

ساعت هفت با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم (ک مثل کپل اِ اِ... شده صحرا پر ز گل)

میخواستم برم دوش بگیرم ولی حسش نبود سردم بود!!!

سرمو تو دستشویی شستم

با یکی از دوستام وعده کرده بودم سر ره سوارش کردم و اومدیم کارگاه

تا حالا دستم بنده دستگاه بوده فکر کنم یه ساعت دیگه هم کار داشته باشه تا راه بیافته

ناهارم نیاوردم

ببینم ادلار (من بهش میگم ادلار اسمش امیرحسینه) ناهار چی داره

شایدم برم بخرم یا تخم مرغ بپزم

حالا هم برم نماز بخونم!!!

دعاتون کنم...!!!


برچسب: نویسنده: sodabeh تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1392 ساعت: 15:07

صفحه بندی