خرید بک لینک
عاغا امرو صب مامانم بیدارم نکرد ...

خیلی یواشکی داشت میرفت بیرون از صدای روشن شدن ماشین بیدار شدم وگرنه خواب میموندم خخخ

اول ک رفتیم سر کلاس اون استاد شنگوله... قبل اینکه بیاد کلی چرت و پرت گفتم و خندیدیم خخخ از خاطرات مسخرم تعریف کردم خخخخ

بعدم ک اومد و کلاس تمومید و رفتیم بوفه بچه ها ی چیزی خریدن خوردن ولی من گرسنه نبودم چیزی نخوردم... وای خیلی ضایع بود دوستم زهره خیلی تند راه میره بعد منم بین زهره و ایدا بودم ... دو طرفمون نیمکت بود روشم پر پسر ... زهره داشت تندتند میرفت منم هی میگفتم درد اروم تر برو عقب موندمو اینا البته تو خودم داشتم میگفتم... پام گیر کرد ب ی تیکه موزائیک زاویه 45 درجه بازمینو تشکیل دادم{نیشخند} شلیک خنده هاشون شرو شد خخخخ جلو دانشکده مهندسی ... جلو اون همه پسر کپک خخخ ای خدااااااا {نیشخند} البته خودم بیشتر بخودم میخندیم... همراهیشون کردم ک ضایع تر نشم خخخ... سر کلاس گفت و شنودم قبل اینکه استاد بیاد من هی میخندیدم دوستم رفت جای استاد نشست ما هم گفتیم فرض کن استاد توئی بحرف... اونم خیلی شیک ب من گفت نخند درست بشین و ... خخخ جو گرفتتش{نیشخند} بعد گفت احساستونو بگین منم رو شوخی گفتم ما هممون دپرسیم خخخ عاغا من اینو گفتم دیگه کم مونده بود دیوار ب حرف بیاد بگه تو ببند خخخخ همه میگفتن اره مخصوصا تو و... کلی مسخرم کردن ... منم گفتم اصلا دیگه نمیخندم اما لعنتی این فک من بسته نمیشه خو{خنده} ... دیگه اتفاق خاصی نیوفتاد... خسته ام حوصله ندارم بنویسم ...

فعلا


مدل های خرید تی شرت محرم را براتون بذارم
تی شرت محرم طرح نستعلیق
تی شرت محرم درجه یک مشکی

تی شرت محرم


برچسب: نویسنده: sodabeh تاريخ: يکشنبه 14 مهر 1392 ساعت: 17:58

صفحه بندی